یه «پیانوی» تنها که کفش پوشیده، روی یه «درخت» نشسته. درختِ ما خیلی عجیبه چون یه نفر یه «مداد» خیلی بزرگ توی اون فرو کرده. روی این مداد، یه «پرنده» نشسته و به اتوبوسی پر از آدم نگاه میکنه، آدمهای توی اتوبوس در حال «کتاب» خوندن هستند؛ حتی «راننده» هم مشغول کتاب خوندنه و این خیلی بده چون حواسش به رانندگی نیست! برای همین، راننده با یه «سگ» که وسط خیابون داشت «پیتزا» میخورد تصادف میکنه و سگ میمیره. راننده یه گودال میکنه و سگ رو دفن میکنه و روی اون «گل» میگذاره. راننده یه «در» روی قبر میبینه و اون رو باز میکنه. پشت در، یه «تلویزیون» هست که به جای آنتن دو تا «قاشق» روی سرش داره! هیچکس تلویزیون تماشا نمیکنه چون همه دارن «صندلی» رو نگاه میکنند که در حال «پریدن» و «رقصیدنه» و به «رایانه» «سنگ» پرتاب میکنه… .
این کار را امتحان کنید؛ حتما شگفتزده خواهید شد!
۵. کلمات را مانند یک پازل ببینید
از ریشهی کلمه، پیشوند و پسوند آن برای حدس زدن معنی کمک بگیرید. مثلا شاید معنی کلمهی «microbiology» را ندانید اما از قبل میدانید که «micro» به معنی «خیلی کوچک» است، همچنین به خاطر دارید «ology» یعنی «مطالعه و شناخت یک موضوع»، پس تا اینجای کار به «مطالعهی چیزهای کوچک» رسیدید. حال اگر یادتان باشد که «bio» به معنی «موجود زنده» است، تبریک میگویم، شما معما را حل کردهاید: microbiology یعنی مطال
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل اکبرینژاد
تاريخ: چهارشنبه
29 آذر
1396 ساعت: 3:19